مرزبندی علمیاین مطلب برای آموزش و افزایش آگاهی است؛ نشانه‌ها به‌تنهایی تشخیص نیستند و جای ارزیابی فردی را نمی‌گیرند.

تعریف کوتاه

طرحواره‌درمانی (Schema Therapy) را جفری یانگ و همکارانش برای کار با الگوهای دیرپا و دشواری‌های پیچیده گسترش دادند. این رویکرد از روش‌های شناختی‌رفتاری، نظریه دلبستگی، رویکردهای هیجان‌محور و تجربه‌نگر بهره می‌گیرد، اما مدل مفهومی و زبان بالینی مشخص خود را دارد.

در این مدل، مسئله فقط یک فکر منفی نیست. طرحواره می‌تواند شبکه‌ای از خاطره، هیجان، احساس بدنی و معنا باشد که در موقعیت‌های خاص فعال می‌شود؛ سبک مقابله‌ای واکنش ما به آن است و «ذهنیت» وضعیت فعالِ همین لحظه را توصیف می‌کند.

چهار مفهوم مرکزی

  • نیازهای هیجانی: نیازهای هیجانی اساسی که در کودکی برآورده نشده‌اند.
  • طرحواره‌های ناسازگار اولیه: الگوهای فراگیر درباره خود و رابطه با دیگران.
  • سبک‌های مقابله‌ای: تسلیم، اجتناب و جبران افراطی.
  • ذهنیت‌های طرحواره‌ای: حالت‌های هیجانی و مقابله‌ایِ لحظه‌به‌لحظه.

در درمان چه می‌گذرد؟

درمان معمولاً با ارزیابی، تاریخچه‌گیری، شناخت الگوها و مفهوم‌پردازی مشترک آغاز می‌شود. سپس درمانگر و مراجع با ترکیبی از روش‌های شناختی، تجربه‌نگر، رفتاری و رابطه‌ای بر تغییر الگو کار می‌کنند.

هسته اصلی تغییر الگو در طرحواره‌درمانی، شناسایی نیازهای هیجانی برآورده‌نشده در زندگی روزمره و یادگیری راه‌های سالم برای برآورده ساختن آن نیازها است.

سرعت و ترتیب کار به مسئله، ایمنی، ظرفیت تنظیم هیجان و اهداف فرد بستگی دارد.

بازوالدینی حد و مرزدار به معنی ساختن رابطه‌ای حرفه‌ای و اخلاقی است که در محدوده درمان، بخشی از نیازهای سالمِ برآورده‌نشده را به شیوه‌ای متناسب پاسخ می‌دهد؛ نه جایگزین‌کردن والد واقعی و نه رابطه‌ای بدون مرز.

شواهد چه می‌گویند؟

بخش مهمی از پژوهش‌های طرحواره‌درمانی بر اختلالات شخصیت متمرکز بوده است. کارآزمایی‌های بالینی، از جمله پژوهش‌هایی دربارهٔ اختلال شخصیت مرزی، نشان داده‌اند که طرحواره‌درمانی می‌تواند به کاهش نشانه‌ها و بهبود عملکرد کمک کند.

یک کارآزمایی چندمرکزی و مرورهای نظام‌مند نیز از اثربخشی این رویکرد برای برخی اختلالات شخصیت حمایت می‌کنند. این یافته‌ها جایگاه طرحواره‌درمانی را به‌عنوان یک درمان قابل‌بررسی و مبتنی بر شواهد تقویت کرده‌اند؛ با این وجود، مطالعات از نظر جمعیت، قالب درمان، مدت مداخله و شیوهٔ سنجش پیامدها یکسان نیستند.

با این حال، قدرت شواهد در همهٔ مشکلات روان‌شناختی یکسان نیست. برای بعضی حوزه‌ها یافته‌ها امیدوارکننده اما محدود یا ناهمگون‌اند؛ بنابراین نباید نتیجهٔ یک مطالعه را به همهٔ افراد، موقعیت‌ها و مشکلات تعمیم داد.

چه زمانی می‌تواند مطرح باشد؟

وقتی الگوهای رابطه‌ای، هیجانی یا رفتاری با وجود تلاش‌های مکرر بازمی‌گردند، بررسی طرحواره‌ای ممکن است مفید باشد. انتخاب درمان باید با توجه به مشکل اصلی، ترجیح فرد، شواهد موجود، تجربه درمانگر و شرایط بالینی انجام شود.

منابع

  1. Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema Therapy: A Practitioner’s Guide. Guilford Press.
  2. International Society of Schema Therapy. Schema Therapy Central Concepts.
  3. Giesen-Bloo, J., et al. (2006). Outpatient psychotherapy for borderline personality disorder: randomized trial of schema-focused therapy vs transference-focused psychotherapy. Archives of General Psychiatry, 63(6), 649–658. DOI: 10.1001/archpsyc.63.6.649.
  4. Bamelis, L. L. M., Evers, S. M. A. A., Spinhoven, P., & Arntz, A. (2014). Results of a multicenter randomized controlled trial of the clinical effectiveness of schema therapy for personality disorders. American Journal of Psychiatry, 171(3), 305–322. DOI: 10.1176/appi.ajp.2013.12040518.
  5. Taylor, C. D. J., Bee, P., & Haddock, G. (2017). Does schema therapy change schemas and symptoms? A systematic review across mental health disorders. Psychology and Psychotherapy, 90(3), 456–479. DOI: 10.1111/papt.12112.
  6. Zhang, K., et al. (2023). The efficacy of schema therapy for personality disorders: a systematic review and meta-analysis. Nordic Journal of Psychiatry, 77(7), 641–650. DOI: 10.1080/08039488.2023.2228304.