روشهای شناختی
بررسی شواهد موافق و مخالف طرحواره، گفتوگو میان بخش سالم و صدای طرحواره، کارتهای یادآور و ثبت موقعیتها به ایجاد فاصله و نگاه واقعبینانه کمک میکنند.
روشهای تجربهنگر
بازسازی تصویر ذهنی و کار با صندلی برای دسترسی به هیجان، نیاز و صداهای درونی به کار میروند. این روشها میتوانند هیجانبرانگیز باشند و اجرای خودسرانه آنها برای همه مناسب نیست.
شکستن الگوهای رفتاری
بینش به آزمایشهای رفتاری کوچک و تکرارشونده تبدیل میشود: درخواست روشن، مرزبندی، نزدیکشدن تدریجی، تحمل ناکامی یا توقف رفتاری که طرحواره را بازتولید میکند.
رابطه درمانی
بازوالدینی حد و مرزدار و مواجهه همدلانه دو جزء شاخصاند. درمانگر تجربه و نیاز فرد را معتبر میداند و همزمان با الگویی که به خود یا دیگری آسیب میزند، روشن و محترمانه روبهرو میشود.
ایمنی و صلاحیت
تکنیک بدون ارزیابی، زمانبندی و رابطه درمانی مناسب میتواند بیاثر یا آشفتهکننده باشد. درمانگران برای کار عمیق تجربهنگر، تروما و اختلالات پیچیده به آموزش، نظارت و رعایت حدود صلاحیت حرفهای نیاز دارند.